![]() |
![]() |
|
| تقدیم به آنهایی که دلشان با عشق زنده است مثل .... |
|
غم آدم ديدني نيست
قصهي شنيدني نيست بعضي حرفا رو بايد ديد همه حرفا گفتني نيست ... وقتی که گريه کردم گفتن: بچه ای!!!
وقتی خنديدم گفتن: ديوانه ای!!! وقتی جدی بودم گفتن: مغروری!!! وقتی شوخی کردم گفتن: سنگين باش!!! وقتی حرف زدم گفتن: پر حرفی!!! وقتی ساکت شدم: گفتن عاشقی!! ! حالا هم که عاشقم می گن: گناهه!!! ..................................................... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 23:26 توسط مهرداد |
|
|
ببین کجا رسیده ام به آسمان به کهکشان به داستان ببین کجا رسیده ای به قلب من به بیکران به جاودان کنون ببین که با تو ام که با منی که با همیم در این دیار پر سکوت در این عبور پر تنش مرا به خود رها نکن و این نگاه گرم را دمی ز من جدا مکن بیا که همره نسیم از این گذر گذر کنیم به عشق هم سفر کنیم به دورها به اوج ها به انتها...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 23:24 توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 23:22 توسط مهرداد |
|
|
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶ ¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶ ¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶ ¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶ ¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶ ¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶ ¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶ ¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶ ¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶ ¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶ ¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶ ¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶ ¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶ ¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶ ¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶ ¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶ ¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶ ¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶ ¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶ ¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶ ¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶ ¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶ ¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶ ¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶ ¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶ ¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶ ¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶ ¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶ ¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶ ¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶ ¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ........................................................................................................................................... _________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 23:20 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:51 توسط مهرداد |
|
![]() عشق مثل ابه .ميتوني تو دستت قايمش کني اما اخرش يه روز دستتو وا ميکني ميبيني نيست
بي اينکه بفهمي بر از خاطرست. .عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عکس يار عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني از فراقش سوختن عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني بنده فرمان شدن عشق يعني تا ابد رسوا شدن عشق يعني گم شدن در کوي دوست عشق يعني هر چه در دل آرزوست عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني يک تبسم يک نگاه عشق يعني تکيه گاه و جان پناه عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و در يا شدن عشق يعني پيش محبوبت بمير عشق يعني از رضايش عمر گير عشق يعني زندگي را بندگي عشق يعني بندگي آزادگي عشق شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را ميگشايد "ايوانز" نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي "بو علي سينا" عقل هزار چشم دارد و عشق فقط يك چشم ولي وقتي كه عشق ميميرد نور زندگي از بين ميرود. آن قدر قوي باش تا هر روز با زندگي روبه رو شوي. ما همان ميشويم كه تمام روز به آن مي انديشيم. " نايتينگل" هيچ چيز نمي تواند بر عشق حكومت كند، بلكه اين عشق است كه حاكم بر همه چيز است. " لافونتن" كسي كه فكر ميكند روزي عشق از بين ميرود ، عاشق واقعي نيست. خوشبختي كيفيت ذهني است كه انديشه از آن لذت ميبرد. "ماكسول مالتز" .عشق يك تنفس آسماني از هواي بهشت است. آدمي دايره نيست كه يك كانون داشته باشد، بيضي است و داراي دو كانون، يك كانونش افعال است و كانون ديگرش افكار. خدا منتهاي عظمت عالم خلقت است، عشق منتهاي عظمت آدمي. وقتي كه قلب خشك شود، چشم نيز خشك مي شود. دوست داشتن يك موجود ، شفاف كردن اوست . عشق از گياه عشقه گرفته شده است عشقه گياهي است که به دور درخت مي پيچد و از عصاره درخت مي نوشد اما درخت با پژمرده شدن ان گياه نيز نابود مي شود و عشق در عرفان يعني گذشتن از من براي رسيدن به خود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:50 توسط مهرداد |
|
|
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:48 توسط مهرداد |
|
|
ببین هر وقت تونستی برف و سیاه کنی
هروقت تونستی کلاغ و سفید کنی هروقت تونستی آتیشو ببوسی تونستی زیر آب یه نفس عمیق بکشی اونوقت فراموشت میکنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:43 توسط مهرداد |
|
|
گفتند : شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي !!
گفتم : نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام .
گفتند : شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي !! گفتم : نه ! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام .
گفتند : شکست يعني تو يک آدم احمق بوده اي !! گفتم : نه ! شکست يعني من به اندازه کافي جرات و جسارت داشته ام .
گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي !! گفتم : نه ! شکست يعني من بايد راه ديگري به سوي هدفم حرکت کنم .
گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي !! گفتم : نه ! شکست يعني من هنوز کامل نيستم .
گفتند : شکست يعني ,تو زندگيت را تلف کردي !! گفتم : نه ! شکست يعني من بهانه اي براي شروع کردن دارم .
گفتند : شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي !! گفتم : نه ! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش کنم .
و آفرين به اين اراده |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:43 توسط مهرداد |
|
|
نرو
بذار سکه بندازم اگه شیر اومد : تردید نکن که دوستت دارم اگه خط اومد: مطمئن باش دوستت دارم وایسا.......... هنوز ننداختمِ اگه دوستت نداشتم اونوقت برو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:33 توسط مهرداد |
|
|
به که باید دل داد؟ به که باید پیوست؟ و به چشمان که باید خندید؟ به نسیم گذرا !! به گل اطلسی و یاس سفید به کبوتر حرم یا به مهتاب خدا؟ به که باید پیوست؟ به عبور گل سرخ یا به تکرار نگاه!! یا صدای نفس چلچله ها یا به یک برگ خزان دیده سرد ! به که باید دل داد؟ به یکی مرد بزرگ یا به یک کودک شیطان و شرور یا به یک نغمه ی شاد!! به که باید پیوست؟ به یکی رود زلال یا به یک رشته پیچیده کوه یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ؟ به که باید خندید؟ به نگاه تر یک پروانه؟ یا به یک شعله ی مستانه ی شمع !! یا به یک روشنی تار دل دیوانه؟ به که باید خندید ؟ به که باید پیوست؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:32 توسط مهرداد |
|
|
هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بیقراری مال من منمو حسرت باتو ما شدن توئی و بدون من رها شدن آخر غربت دنیاس مگه نه اول دوراهی آشنا شدن تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود دلتو شکسته بودن همه قصه همین بود میتونستم با تو باشم مث آینه مث رویا اما بیدارمو بی تو مث تو تنهای تنها هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بیقراری مال من |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:31 توسط مهرداد |
|
|
کاش میدانستی دنیا با همه ی وسعتش بی تو جائی برای ماندن ندارد اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم میگیرند ای که دیدگانم از تنهائیتو الفبای اشک ریختن را اموخته اند ولحظه های گریانم با کوچ تو روان گشته اند چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمیکنی؟ وبرای چشمان مانده به راهم دستی تکان نمیدهی؟ بی تو قناریها خوش اواز نیستند و اسمان چشمانم همیشه بارانی است بی تو.............. من درختی خشکیده در پائیز تنهائیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 22:5 توسط مهرداد |
|
|
کاش میدانستی دنیا با همه ی وسعتش بی تو جائی برای ماندن ندارد اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم میگیرند ای که دیدگانم از تنهائیتو الفبای اشک ریختن را اموخته اند ولحظه های گریانم با کوچ تو روان گشته اند چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمیکنی؟ وبرای چشمان مانده به راهم دستی تکان نمیدهی؟ بی تو قناریها خوش اواز نیستند و اسمان چشمانم همیشه بارانی است بی تو.............. من درختی خشکیده در پائیز تنهائیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 22:0 توسط مهرداد |
|
|
يادگار عشقت چه بود غير از انتظار؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 21:59 توسط مهرداد |
|
|
عشق من
یادم کن گاهی که به دل دارم آهی تو که از دردم آگاهی یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش ومن مست عشقم اگه نباشی میمیرم بیاکه عمرازسرگیرم تا هستم با یادت شادم آخه دل بر تو دادم دیگه از غمها آزادم یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تومست خویش ومن مست عشقم اگه نباشی میمیرم بیا که عمرازسرگیرم به انتظار دیدنت به لحظه رسیدنت دل داره پرپر میزنه به سینه ام سرمیزنه ای چشمه زلال من فرشته خیال من شاه نفسهای منی همیشه رویای منی یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش ومن مست عشقم اگه نباشی میمیرم بیا که عمرازسرگیرم عشق تو در قلب من هدیه جاودانه است برای زنده بودن قشنگ ترین بهانه است دوست داشتن تو مثل عطرخوش بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش ومن مست عشقم اگه نباشی میمیرم بیاکه عمرازسرگیرم
تقدیم به مکانیک قلبم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 23:0 توسط مهرداد |
|
|
جایی خوندم :
عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است، عشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است، عشق ديدن نيست بلكه احساس كردن است ، عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر داشتن و ادامه دادن است اما من میگم : عشق ، هیچ کدوم از اینا نیست عشق شعر نا تمام مردن است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:51 توسط مهرداد |
|
|
نگاه کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روز مثله گل نيلوفر تنها بشم وسطه يه مردابه بزرگ ....
حالا که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر ميگردم که از تنهايي نميرم ... حالا مي فهمم که گل نيلوفر مغرور نيست ... اون خودشو وقف مرداب کرده بود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:50 توسط مهرداد |
|
از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود. از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد. از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:44 توسط مهرداد |
|
|
رويا... . . . . . . . . . . . . . .
I had e dream … تصوري داشتم ... I dreamed I was walking along the beach with God. خيال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم مي زنم Across the sky flashed scenes from my life. در آسمان تصويري از زندگي خود را ديدم For each scene, I noticed two sets of footprints in the sand; در هر قسمت 2 جاي پا ديدم One belonging to me, and the other to God. يکي متعلق به من و ديگري به خدا When the last scene of my life flashed before me. وقتي آخرين تصوير زندگيم را ديدم I looked back at the footprints in the sand. به جاي پا روي شن نگاه کردم I noticed that many times along the path of y life there was only one set of foot prints. ديدم که چندين زمان در زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست I also noticed that it happened at very lowest and saddest times دريافتم که اين در سخت ترين نقاط زندگيم اتفاق افتاده This really bothered me so I questioned God about it. "God, you said that once I decided to follow you.
You'd walk with me all the way." خدايا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم هيچ زماني مرا تنها نخواهي گذاشت But I have noticed that during the most troublesome times in my life, there is only one set of footprint. ديدم که در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست I don't understand why when I needed you most
you would leave me. God replied, "My precious, precious child" خدا فرمود: فرزند عزيزم I love you, and I would never leave you. تو را دوست دارم و تنهايت نمي گذارم During your times of trial and suffering,
when you see only one set of footprints در مواقع سخت اگر يک جاي پا مي بيني It was then that I carried you. در آن لحظات تو را بدوش کشيدم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:42 توسط مهرداد |
|
|
...سکوت کرده بود..نشسته بود..به آسمون نگاه میکرد.به یه ستاره کم رنگ اون ته ته آسمون..سوسو میزد...انگار یه رازی داشت..یه راز بزرگ...انگار به اندازه تموم ابدیت حرف نگفته داشت...اون ته ته آسمون چه خبره؟..اون ستاره چقدر فاصله داره بابغلیش...هر کدوم چند میلیارد سال نوری باهم فاصله دارن؟چقدر تنهان...مثه آدما..اشک تو چشاش جم شده بود و سرازیر شد رو گونه هاش...اشک دیگه نمیذاشت درست ببیندش...با پشت دستش صورتشو پاک کرد... کدوم بود؟..گمش کرده بود...عین دیوونه ها ابروهاشو تو هم کشیده بود و با دقت تو آسمون دنبالش میگشت...کجا رفت؟..ستاره من کو؟..ستاره من کو؟..
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:39 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:28 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:27 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:26 توسط مهرداد |
|
|
کي اشکاتو پاک ميکنه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:23 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:21 توسط مهرداد |
|
|
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم چند وقت است كه دايم به تو مي انديشم به تو اري، به تو يعني به همان منظر دور به همان سبز صميمي، به همان باغ بلور به همان سايه، همان وهم، همان تصويري كه سراغش ز غزل هاي خودم مي گيري به همان زل زدن از فاصله ي دور به هم به تبسم، به تكلم، به دلارايي تو به خموشي، به تماشا، به شكيبايي تو به نفس هاي تو در سايه ي سنگين سكوت به سخن هاي تو با لهجه ي شيرين سكوت شبحي چند شب است افت جانم شده است اول اسم كسي ورد زبانم شده است در من انگار كسي در پي انكار من است يك نفر مثل خودم، عاشق ديدار من است يك نفر ساده، چنان ساده كه از سادگي اش مي شود يك شبه پي برد به دلدادگي اش اه اي خواب گران سنگ سبكبار شده بر سر روح من افتاده و اوار شده در من انگار كسي در پي انكار من است يك نفر مثل خودم تشنه ي ديدار من است يك نفر سبز، چنان سبز كه از سرسبزيش مي توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش رعشه اي چند شب است افت جانم شده است اول نام كسي ورد زبانم شده است اي بي رنگ تر از اينه يك لحظه بايست راستي اين شبح هر شبه تصوير تو نيست؟ اگر اين حادثه ي هر شبه تصوير تو نيست پس چرا رنگ تو و اينه اينقدر يكي ست حتم دارم كه تويي ان شبح اينه پوش عاشقي جرم قشنگي ست، به انكار مكوش اري ان سايه كه شب افت جانم شده بود ان الفبا كه همه ورد زبانم شده بود اينك از پشت دل اينه پيدا شده است و تماشاگه اين خيل تماشا شده است ان الفباي دبستاني دلخواه تويي عشق من ! ان شبح شاد شبانگاه تويي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:20 توسط مهرداد |
|
|
اگر سکوت بودم در انتظار صدا فریاد می کشیدم
اگر بیابان بودم ازفراق باران می گریستم
اگر سایه بودم از دوگانگی ادم ها نمی هراسیدم
اگر سنگ بودم از رهگذری خسته گله می بردم
اگر ترانه بودم بر شعر شاعردستی می بردم
اگر عاشق بودم بر دل محبوب خانه میکردم
اگر شقایق بودم تا ابد زندگی می کردم
اگر دیوانه بودم ساده می خندیدم
اگر شب بودم در انتظار صبح چشم بر هم نمی گذاشتم
اگر دشت بودم برای شب سجادای می شدم از عشق و امید
اما من هیچ چیز و هیچ کس نیستم
جز خودم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:16 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 0:56 توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 0:54 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ تنها یک وبلاک ساده است که مطالب وعکس ها ی آن توسط مهرداد, یعنی نویسنده آن به ثبت می رسد. دراین وبلاگ سعی شده تا هنگام دیدن آن بتوانید عکس ها و مطالب دلخواه خود را بیابید , که در این امر از وبلاگ های دیگر نیز کمک گرفته شده.
منتظر نظرات مثبت وگرهگشای شما هستم. با تشکر: مهرداد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|